كه اين خانه ، هزار اطاق دارد ؟ همهى اينها ، نقص در روح است . انسان وقتى كه در روحش نقص باشد و كمبود داشته باشد ، همواره دنبال چيزى مىگردد و هرگز آن را پيدا نخواهد كرد !
مَنْهُومَانِ لَا يَشْبَعَان ؛ « 1 » هرگز احساس اشباع و بى نيازى نخواهد كرد .
برعكس ، آن كه قرص نانى به دستش مىگيرد و در آن قرص نان ، نعمتهاى خدا را جلوه گر مىبيند ، او از يك ميليونر و سلطان حسن هم بيشتر لذت مىبرد . روحش اشباع مىشود ؛ اگر بدن هم اشباع نشود ، روح انسان اشباع مىشود و اين براى انسان كافى است .
أَفَلَا يَشْكُروُنَ ؟
براى اين كه مابه حقيقت شكر برسيم ، بايد از گرداب شرك خودمان را نجات بدهيم بايد از آن عبور كنيم تا به حقيقت شكر برسيم .
وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً ؛
حجاب شرك را كنار بزنيد تا به حقيقت شكر برسيد . راه رسيدن به حقيقت شكر ، كنار زدن حجاب شرك است .
در اين جا هم ، خداوند « الهاً » ( يعنى يك معبود ) نفرموده ؛ چون طبع بشر اين است كه به يك « إله » هم قانع نيست . مىرود و خدايان گوناگونى پيدا مىكند ! نه اين كه نقص دارد ، در آن جهت هم نقص دارد ! يك « إله » بزرگ ، يك « إله » كوچك ، « إله » شب ، « إله » روز ، « إله » باران ، « إله » درخت . . . وبقيّه ربّالنوعها ! همين طور سرگشته شدهاند !
آپولو ، الهُ الْقَمر !
بيشتر اسمهايى كه براى اين سفينههاى فضايى انتخاب مىكنند ، اسمهاى
هامش
( 1 ) - / مَنْهُومانِ لا يَشْبَعان ، طالِبُ دُّنْيا وَ طالِبُ علم ؛ دو حريص هستند كه سير نمىشوند : دنياطلبو جوياى دانش . ( اصول كافى ، ج 1 ، كتاب فضلالعلم ، باب المستأكل بعلمه ، حديث 1 ) .