تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
آيات سوره‌ى ياسين به اين توهّمات جواب مىدهد . « وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًاّ كَثِيراً أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ ؟ » مقصود اين آيه آن است كه گرچه خداوند ارحم‌الرّاحمين است ؛ اما در برخى موقعيّت‌ها ، انسان‌ها را به حال خود رها مىكند و آنجاست كه شيطان ، انسان بىپناه را به سوى خود مىكشد و به راهى مىبرد كه نبايد برود . در آيه‌هاى بعد ( 63 و 64 ) هم نتيجه‌ى اين گمراهى را چنين بيان مىكند : « هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ * اصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ » در اين آيه مراد از كفر ، كفرى است كه تمام درجات را دارد . يكى از درجات و مصداق‌هاى كفر ، قبول نكردن عهدى است كه در آيه‌ى « أَلَم أَعهدَ إليكم » آمده است . به احتمال زياد يكىاز نمونه‌هاى بارز عهد ، ولايت اميرمؤمنان عليه السلام مىباشد . ما شيعيان بايد شكرگزار اين باشيم كه از پيروان آن امام بزرگوار هستيم و اين به دست نيامده مگر با زحمت‌هاى فراوانى كه پدران و مادران ما در نسل‌هاى گذشته كشيده‌اند و اينك به دست ما رسيده است . چه انسان‌هايى كه زندان رفتند و شهيد شدند تا « پيروى از ولايت » حفظ شد . ما نيز از خداوند خواهيم خواست كه اين ولايت را كه عهد خداوندى است ، برايمان حفظ كند و ما نيز روز به روز ميثاقى محكم‌تر با آن ببنديم . چنان باشد كه در زندگى روزمره‌ى خودْ نشانى از علىّبن ابىطالب عليه السلام وجود داشته باشد و به تنها سخن گفتن و دوست داشتن اكتفا نكنيم ؛ بلكه سعى كنيم : صدق ، صفا ، گذشت ، شب زنده‌دارى و برخى كارهاى ديگر را به پيروى از حضرت على عليه السلام در خود ايجاد كرده و انجام دهيم . در اين صورت است كه در لحظات مرگ - / هنگامى كه آن بزرگوار بر سر بالين حاضر مىشود - / مىتوانيم بگوييم :