تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
كه امكان تخلّف از آن نباشد و آتش هميشه بسوزاند . / ب

او به دريا حكمِ توفان مىدهد ! /

ظاهراً در روايات داريم : وقتى چيزى در آتش افكنده مىشود ، آتش ابتدا از خدا مىپرسد : « آيا به اين سنّت عمل كنم ؟ آيا خاصيّتى را كه در من قرار دادى ، اعمال كنم يا نه ؟ ! » اين پرسش و پاسخ سريع صورت مىگيرد ؛ ولى بايد حتماً انجام گيرد . اگر اذن خدا نباشد ، سوزاندن آتش در كار نيست . در روايات آمده است : وقتى « دارو » وارد بدن مىشود ، از خدا مىپرسد : « آيا به خاصيّتى كه در من قرار دادى عمل كنم ، يا بر ضدّ آن ؟ ! » لذا مشاهده شده است كه گاه دارويى مصرف مىشود ؛ ولى اثر معكوس مىگذارد . از خداوند مىخواهيم كه هدايتمان كند . اين گونه نيست كه / ب‌بر خدا « حَتماً مقضيّاً » باشد / ؛ امّا اين سنّت الهى است كه تقوا با رحمت همراه است .

سُنّت‌هايى كه دچار تبديل و تحويل مىشوند

ممكن است اين سؤال ايجاد شود كه آيا آنچه گفته شد ، نافى آياتى از اين دست نيست : « فَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَحْوِيلًا » . « 1 » هرگز براى سنّت خدا تبديلى نخواهى يافت و هرگز براى سنّت الهى تغييرى نمىيابى ! جواب اين است كه سوزاندن آتش و تاثير گذاشتن‌دارو از يك‌سو ، واذن خدا از سوى ديگر - / به‌اتّفاق‌هم - / يك‌سنّت‌محسوب‌مىشود . لذا مىتوان قاطعانه گفت كه اگر سنّتى مُهر تأييد حضرت حق را بخورد ، به طورحتم‌رخ‌مىدهد وتبديلى در آن‌ديده‌نمىشود ، و اگر در مواردى شاهد تبديل و تحويل سُنن بوده‌ايم ، مىتوان نتيجه گرفت كه از سوى خدا تنفيذ نشده است . /
هامش
( 1 ) - / فاطر ، 43 .