به ندرت مىتوان در قرآن مواردى يافت كه به آن « جنبهى بىنهايت بودنِ » اسمهاى خداوند اشاره شده باشد ؛ در همه جا به جنبههاى مثبت توجّه شده است : مثلًا « واسعٌ » ، « عليمٌ » و مانند آن . در روايات ، به آن جهت بىنهايت ، بيشتر تأكيد شده است .
جذب اسمهاى خداوند
ما بايد هر اسمى را كه در قرآن بيان شده ، جذب كنيم و در روحمان نگه داريم . اگر در قرآن در باب « حكمت » يا « علم » الهى سخن رفته است ، بايد از اينها استفاده كنيم و خدا را به وسيلهى اين « حكمت » و « علم » بشناسيم . در اين صورت خيلى بهره بردهايم و خدا را به همين اندازه در مىيابيم .
علم به اسمهاى خداوند ، ما را در معرفت حقايق هم كمك مىكند . مثلًا وقتى دانستيم كه خداوند حكيم است ، به هنگام روبه روشدن با حقايق مىگوييم : « بايد اين حقيقت ، حكمتى داشته باشد . » و به دنبال آن « حكمت » مىرويم .
جاهليّت قبل از اسلام و تغيير خلقت خدا !
جاهلان قبل از اسلام ، چون معرفت به حكمت خدا نداشتند ، هر جا چيزى مىيافتند كه در آن حكمتى نمىديدند ، آن را تحت تأثير القائات شيطان ، تغيير مىدادند . مىديدند : گوشِ درازگوشْ دراز است . با خود مىگفتند : « خدا به چه مناسبت يك گوش دراز براى دراز گوش خلق كرده ؟
بايد كوتاه باشد ! حال كه نمىتوانيم كوتاهش كنيم ، تكّهتكّهاش مىكنيم . » قرآن در اين باره از زبان شيطان مىفرمايد :
« وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ » . « 1 »
و به آنها دستور دهم تا گوش حيوانات را ببرند و امر كنم تا خلقت خدا را تغيير دهند .
هامش
( 1 ) - / نساء ، 119 .