باشد ؛ نظمى كه هم بر عزّت و قدرت خداوند و هم بر علم و حكمت الهى دلالت مىكند .
قبل از ورود در اين بحث ، به مناسبت آيات قبلى ، مختصرى در بارهى اسماءاللَّه سخن مىگوييم :
آيات بسيارى در قرآن وجود دارد كه به اسمى از اسامى خداوند ختم مىشود . دو نكته در اين ارتباط حائز اهميت است :
1 - بايد دقّت كنيم كه در هر آيهى مختوم به اسماء الهى در قرآن ، همان « اسم » هدف است و آيه هم دليل بر آن است . مثلًا به عظمت خورشيد نگاه كنيد تا بدانيد خدا « عظيم » است . به حكمت حركت خورشيد توجّه كنيد تا بدانيد خدا « حكيم » است . بنابر اين ، هدف از بيان آيت خورشيد اين است كه بدانيم خدا حكيم است .
ما غالباً خود آيه را مورد توجّه قرار مىدهيم و از « اسمِ » بكاررفته در آيه مىگذريم ، و اين اشتباه است . بايد روى آن « اسم » تأمّل كنيم . هدف ، همان « اسم » است .
2 - اين كه مىگوئيم : « خداوند - سبحانه و تعالى - به وصف نمىآيد ؛ حد ندارد ؛ قدرتش بىانتهاست و حكمت يا علمش لامتناهى است . » اين ، حرفِ خوب و صحيحى است ؛ ولى بايد از اين حكمت و قدرت و اسمهاى بىانتهايش ، بهرهاى ببريم .
وقتى خورشيد نورش بسيار زياد است ، آيا مىتوانيم از اين نور استفادهاى نكنيم ؟ يا بايد تا آنجا كه مىتوانيم از خورشيد بهرهمند شويم .
آب دريا خيلى زياد است ؛ امّا آيا نبايد از اين آب استفاده كرد ؟ باران و برف بسيارى مىبارد . از اين برف و بارانِ سرشار چه استفادهاى مىتوانيم بكنيم ؟
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 206
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٢٠٦