مىافتد و به آن دانهاى كه تازه نهال آن از خاك سربرآورده علم دارد . اين مهم است و مسأله اين است . اين طور نباشد كه يك مطلب كلّى گفته شود . آيهاى را بخوانيم و از كنارش به سادگى عبور كنيم .
/ ب
عبور دو كهكشان از ميان يكديگر ! /
گاهى اتّفاق مىافتد كه دو كهكشان كه هر كدام داراى پانصد ميليون خورشيد - / و هر خورشيدِ آن داراى هزاران هزار تابع است - / از داخل هم عبور مىكنند ؛ مانند دو گلّه كه داخل هم بروند ! ولى نه خورشيدى به خورشيدى و نه حتّى يك ماه به ماه ديگر برخورد نمىكند . بعد هم كه اينها از ميان همديگر عبور كردند ، اين با منظومهى خودش مىرود و آن هم با منظومهى خودش ! چه نظمى در جهان حاكم است ؟ آيا اينها بىخود و بىجهت و از سر تصادف است ؟ نه ! اينها نشانههايى است از قدرت ، جبّاريت و حكمت خداوند تعالى شأنُه .
خورشيد در چارچوب نظم خداوندى مسيَّر است ، مگر خورشيد مىتواند بگويد :
« امروز طلوع نمىكنم ! امروز استراحت ! امروز تعطيل و خاموش باشيم ! »
اين گونه نيست . تعطيل يا فعّال بودنِ خورشيد در اختيار او نيست .
بله ! اين بشر است كه امانتِ اختيار را قبول كرده و امكان تخطّى برايش فراهم گرديده است . و اين اختيار ، نعمت بزرگى است كه به انسان عطا شده ؛ ولى افسوس كه آدمى بسيار ظالم و جاهل است و شكرانهى اين نعمت بزرگ را كه مىتواند او را به قُرب خدا برساند ، به جا نمىآورد . بشر در اين آزادى ، خودش را گم كرده و « انَا رَبَّكُمُ الأَعلى » « 1 » مىگويد . فرعون كارش به آنجا رسيد كه گفت :
هامش
( 1 ) - / النازعات ، 24 .