بلكه منظور اين است كه اين گونه نيست كه خورشيد در چند سال آينده خواهد ايستاد ؛ بلكه سكون و استقرارش بعد از فروپاشى نظام آسمانها و زمين يعنى روز قيامت روى خواهد داد . « 1 »
« نمىدانم ! » خودش نيمى از دانايى است !
بنده اشاره كردهام كه تفسير اهل بيت عليهم السلام از قرآن خيلى جاى دقت و تدبّر و اعمال نظر دارد . بايد با دقّت كامل كوشش كنيم تا اين تفسيرها را بفهميم .
نمىتوانيم به راحتى از كنار آنها بگذريم . به هر حال حدّاقل سه امام چنين مطلبى را فرمودهاند و حتماً در اينجا اشكالى در ذهن مفسّرين يا كسانى كه آيه را مىخواندهاند ، به وجود آمده است و امامان اين اشكال را با اين بيان رفع كردهاند .
بنده عرض مىكنم : من هنوز آنچه را كه امامان معصوم عليهم السلام فرمودهاند ، نفهميدهام !
در مقام حضرت زينب عليها السلام در سوريه ، شبها بحث و گفتوگو داشتيم و در بارهى موضوعهاى مختلف پرسش و پاسخ صورت مىگرفت . آقايى از من سؤال كرد :
« شما در بارهى مسألهى شبيهسازى و رشد دادن يك سلّول براى تبديل شدن آن به يك موجود كامل چه مىگوييد ؟ » گفتم :
« نمىدانم ! »
مگر وقتى انسان چيزى را نمىداند ، بايد حتماً نظر دهد ؟ خُب نمىدانيم و علم نداريم ! از ما مىپرسند :
« رأى شما چيست ؟ » خُب در اين مسأله رأى نداريم !
انسان بايد اين شجاعت را داشته باشد كه وقتى مقابل حقيقتى كه خارج از
هامش
( 1 ) - / همان ، ص 424 .