بلكه - عادة - در گسترش فحشاء و انتشار روح تجاوز و ستم مساهمت مىكند .
اگر به ژرفى به جست و جوى اسباب سنگدلى و دشمنى و عوامل پيكارها و جنگها و دشمنى ورزى ميان مردم ، خواه در ميان يك اجتماع يا ميان امّتها بپردازيم سببى جز همين روابط جاهليّت را كه برخاسته از دنيا دوستى و زيب و زيور آن است نمىيابيم .
قرآن در اينجا ما را از افتادن به دام اين مهلكهها بر حذر مىدارد و به ما فرمان مىدهد كه به وحى چنگ درزنيم ، و كسى كه از وحى روى گرداند شيطان به دو نزديك و با او همنشين مىشود ، و او را از راه درست دور مىكند ، و بديها را به ديدهاش مىآرايد .
پيداست كه باطن اين آيات و مراد اصلى آنها آگاه ساختن ما به نقش همنشين و قرين در زندگى انسان است ، و اين قرين ممكن است زن يا شوهر يا همسفر يا همدرس يا شريك بازرگانى يا همنشين و همدم انسان باشد ، و اسلام به ما فرمان مىدهد كه به ياد خدا باشيم تا معيار ما در انتخاب همنشين ربّانى باشد ، زيرا انسان هر گونه باشد همنشين خود را نيز به گونهء خود انتخاب مىكند ، و چنان كه امام امير المؤمنين ( ع ) گويد :
« هر كسى به همانند خود مىگرايد » . « نيكان جز با همانندان خود نمىآميزند » . « و بدان جز امثال خود را به دوستى نمىگيرند » . « 41 » / 484 وقتى انسان همنشين خود را با معيارى الهى انتخاب كند رابطهاش با او استوار مىباشد ، در حالى كه اگر مصلحت و منفعت يا هوى و خواهش پايهء دوستى قرار داده شود با دگرگون شدن اوضاع و احوال و شرايط دگرگون مىشود .
هنگامى كه معيار الهى حكمروا باشد مؤمنان از گردهمايى خود بهشتى زمينى مىسازند كه در آن براى خدا به يكديگر مهر مىورزند و دلهايشان نسبت به آنان كه ايمان آوردهاند هيچ كينه و عقدهاى ندارند و هر يك از آنان چنان با
هامش
( 41 ) - ميزان الحكمة ، ج 5 ، ص 298 .