كردهايم .
تمام رسالتهاى آسمانى و در طليعهء آنها قرآن كريم براى تحقّق بخشيدن به اين هدف و الا آمده است ، ولى چگونه ؟ با خوار شمردن دنيا ، و كاستن از شأن و مقام آن ، تا زيب و زيورى كه در آن هست وسيلهء سنجش قرار نگيرد ، سپس با نهى از به رهبرى گرفتن متنعّمان و ناز پروردگان در دنيا ، و سرانجام با بيان رابطهء شيطانييى كه صاحبانش را به دوزخ مىكشاند .
اگر دنيا دوستى كشتزارى باشد بيگمان رهبرى متنعّمان و ناز پروردگان درخت آن كشتزار است ، و ميوهء آن همان پيوند ميان همنشينان بد است .
پيداست كه سياق آيات نخست ما را يادآور خوار بودن دنيا در نظر خدا شد ( چنان كه خدا آن را به كافران عطا كرد ) سپس در اين درس ما را با حقيقت همنشينان بد آشنا و بينا ساخت ، آنجا كه بينشهايى حكمت آميز در مورد روابط اجتماعى از آن الهام مىگيرم ، بدين معنى كه رابطه اجتماعى - و طبيعة آنچه شالودهء اجتماع بر آن استوار مىشود - پايه و زير بنا است . پس زمين پايه و شالودهء اجتماع است و از اينجا رابطهء ميهنى و اقليمى به وجود مىآيد ، زبان نيز پايه است و از آن حالت قوميّت ( و ملّيت ) پديد مىآيد ، مصالح عمومى نيز وقتى به رشد و توسعه بپردازد به حالت امپرياليستى تبديل مىشود كه به صورت انترناسيوناليسم پرولتاريى ( جهان وطنى رنجبران ) بروز مىكند .
رابطهاى كه در تمام اين حالتها ميان انسانى با انسان ديگر را پيوند مىدهد همان رابطهء مادّى / 483 حاصل شده از خاك است ، در حالى كه رسالتهاى الهى نياز به رابطهاى ديگر دارد كه همان رابطهء روح است ، رابطه عشق الهى ، رابطهء ارزشهاى ربّانى ، و چنين رابطهاى بر پايه ذكر خدا استوار است .
اين رابطه است كه رحمت خدا را سرازير مىسازد ، و ارزشهاى فضيلت و خير و نيكوكارى را رشد و نموّ مىدهد ، هم چنان كه از حق و عدالت و آزادى نگهبانى مىكند ، در حالى كه روابط ديگر بشر را پلّه پلّه به ژرفاى انتقام الهى فرو مىبرد ، و نشانههاى حق را گم و ناپيدا مىسازد ، و نه تنها خير و خوبى را نمىبالاند
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 480
مساهمون: احمد آرام
ص٤٨٠