پيداست كه گويد :
« هنگامى كه وى - صلّى اللَّه عليه و آله - از شير گرفته شد خدا بزرگترين فرشته از فرشتگانش را شب و روز همنشين او فرمود تا راههاى بزرگوارى را پيمود ، و خويهاى نيكوى جهان را فراهم نمود » . « 147 » «
وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا
- ولى ما آن را نورى ساختيم تا هر يك از بندگانمان را كه بخواهيم بدان هدايت كنيم . » براستى كه آن نور از خدا ، و براى هر كسى است كه خدا بخواهد او را هدايت كند ، و از پيامبر و تنها مخصوص به او نيست .
/ 413 «
وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
- و همانا تو به راه راست مىنمايى . » [ 53 ] پس نورى كه خدا به دو وحى كرده به راه راست هدايت مىكند .
«
صِراطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ
- راه آن خدايى كه از آن اوست هر چه در آسمانها و زمين است . آگاه باشيد كه همهء كارها به خدا باز مىگردد . » آيا راه خداى آفريدگار هستى و دارندهء آن بهتر است ، يا راه شيطانها و طاغوتهايى كه قوانين منحرف و مخالف با قوانين طبيعت و سنّتهاى هستى وضع مىكنند و خود گمراه شدهاند و ديگران را نيز گمراه مىكنند ؟ ! و آيا آن كه همهء كارها به دو باز مىگردد شايستهتر به فرمانبردارى و پيروى است يا آنان كه مالك هيچ چيز حتى امور خود نيستند ؟
پيش از پايان اين مبحث حديثى را در فضيلت اين آيه مىآوريم كه جابر بن عبد اللَّه ( عليه الرحمة ) از امام صادق ( ع ) نقل كرده ، گويد : شنيدم كه حضرتش گفت :
« قرآنى به دريا افتاد ، چون آن را يافتند هر چه در آن نوشته بودند شسته شده
هامش
( 147 ) - نهج البلاغة ، خطبة 192 ، ترجمهء دكتر شهيدى ، ص 222 .