كه خدا به آنها داده و توفيق تسبيح گويى نيز خود در شمار آنهاست كامل مىشود .
شايد اين يكى از معانى « بحمده به ستايش او » باشد زيرا شناخت خداوند جز به ذات خود او نباشد ، و كمال شناخت او منزّه دانستن او از شريك و مانند است ، و اين معنى تسبيحى است كه بنده جز از طريق ستايش خدا بدان نمىرسد ، يعنى بدانچه از نعمتها و توفيق پروردگار كه ستايش را واجب مىسازد ، و اين تركيب « بحمده به ستايش او » معنى مقارنه نيز مىدهد . زيرا پروردگار متعال ما چنان است كه در اين دعا آمده است :
« اى آن كه در شرف خود قدرتمندى ، اى آن كه در قدرتمندى خود عظيمى . اى آن كه در عظمت خود بزرگوارى ، اى آن كه در بزرگوارى خود ستودهاى » . « 6 » پس او در عين بلندى مقام و قدس و بزرگوارى و توانگرى خود ستوده است و تمامى حمد و ستودگيها به دو اختصاص دارد زيرا ذات متعال او آفريدگان را به حال خود رها نمىكند بلكه با نعمتهاى بيشمار و روزيهاى فراوان خود به آنها رسيدگى مىكند . / 284 پس حمد و ستايش به دو اختصاص دارد هم چنان كه مجد و بزرگوارى تنها از آن اوست .
«
يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ
- به ستايش پروردگارشان تسبيح مىگويند . » اين رابطهء آنهاست با خدا ، اما رابطهء آنها با كسانى كه در زميناند همان آمرزش خواهى براى آنان نزد پروردگار است چه فرشتگان مىبينند كه ساكنان زمين به سبب نافرمانى و گناهانى كه مرتكب مىشوند خداوند را چنان كه حق قدر و مرتبه اوست بر نمىسنجند و به درك مقام او قدرت ندارند .
«
وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ
- و براى ساكنان زمين آمرزش مىطلبند . » با ايمانى كه به وسعت دامنهء رحمت و مهربانى خدا دارند .
هامش
( 6 ) - مفاتيح الجنان ، دعاى جوشن كبير ، ص 91 .