تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
هيبت است ، بلكه / 282 دارنده و مالك اصلى ملك و عظمت و . . . و . . . را به ياد آوريم كه همان خداى عزّ و جلّ است كه او را پس از نيستى آفريده و به دو هستى بخشيده است ، و بيش از پيش به خداوند تسليم شويم و سر بسپاريم ، و به تعبير ديگر ناگزيريم در ارزيابى خود نسبت به زندگى از مبدء ايمان به خدا حركت كنيم زيرا آنچه در زندگى وجود دارد آفريدهء ذات سبحان اوست و اگر شامل قدرى از زيبايى و نيكويى است ، پرتوى كوچك از نامهاى زيباى اوست . [ 5 ] «
تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ
- نزديك است كه آسمانها بر فراز يكديگر درهم شكنند . » شايد بشر تصوّر كند كه نيرومندترين و بزرگترين چيز در جهان هستى همان آسمانهايند با توجّه به بلندى آنها و كوتاهى دانش خود ، تا آنجا كه كيهان شناسان هر چه خود را در اختراع انواع مناظر داراى نيرويى شگفت به رنج افكندند تعدادى بيشتر از ستارگان و كهكشانها را كشف كردند به نحوى كه برخى از آنان به دنبال نظريهء قايل به گسترش مستمرّ هستى رفتند . قرآن در اينجا ما را به اين امر رهنمون مىشود كه اين آسمان كه در نظر ما بزرگترين چيز است ، نزديك است از بيم خدا از هم بشكافد . و با آن كه كلمهء سماوات جمع مؤنث براى غير عاقل است و صيغهء مناسب آن كلمهء « تتفطّر » است مىبينيم كه اين آيه از آن به صيغه‌اى تعبير مىكند كه براى صاحبان عقل به كار مىرود : « يتفطّرن » و اين از آن رو است كه آسمان در مقام بندگى خود و سرسپردگى به خدا شأنش شأن ديگر عاقلان است ، پس آسمان نيز از خدا مىانديشد و بيم دارد . چرا آسمانها وقتى پروردگار بر آنها تجلّى مىكند يا وحى خدا آنها را مىگشايد از هم نشكافند در حالى كه آسمان از قيامت انديشناك است و منتظر است كه امر خدا آن را همچون كتابى بر هم نهد و طومارش را در نوردد ، و همواره بانگ فرشتگان خدا بر جرمهاى شناور در آن بلند است كه به اندازهء سرمويى از فرمان پروردگار خود غفلت نكنند .