تامّ و تمام او بر ماست و هر انحرافى از آن جدايى و گمراهى است .
«
وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ
- و اوست بلند مرتبهء بزرگوار . » معنى علوّ چيست ؟ و معنى عظمت كدام است ؟
« العلى » بلندى در مكان است . پس آيا خداوند در بالاترين قلّه در جهان هستى وجود دارد ؟ هرگز . . . پروردگار ما از جاى گرفتن در هر مكانى فراتر است ، و او همواره شاهدى است حاضر «
وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
« 3 » و هر جا كه باشيد با شماست » . و « عظيم » در لغت مشتق از عظم استخوان است و دارندهء استخوان درشت عظيم درشت استخوان ناميده مىشود ، پس آيا خداى سبحانه و تعالى را استخوانى است ؟ ! هنگام تفسير اين گونه لفظهاى قرآن ، و همچنين ديگر نامهاى خدا واجب است كه به هدفهاى آنها توجّه كنيم و مقدّمات و مبدءهاى ( لغوى ) را رها كنيم ، از آن رو كه هر لفظى را مبدئى است كه بدان مدلولى حسّى مادّى مىپوشاند ، و غايتى كه بدان نسبت به خدا مدلولى معنوى و قدسى مىبخشد . پس اگر كلمهء « العلىّ » از لحاظ حسّى دلالت بر بلندى مكان دارد ، اين كلمه از لحاظ معنوى به چيرگى و تمكّن اشاره مىكند ، و پروردگار ما بدين معنى « علىّ و الا » است ، هم چنان كه او « عظيم » به معنى صاحب نيرو و شدّت و هيبت است . و ما هنگام سخن گفتن از خدا به دو سبب اين لفظها را به كار مىبريم :
نخست : نبودن الفاظى به جاى اينها كه بر آن غايتها و هدفها دلالت كند ، و هنگامى كه قرآن مىخواهد اين معانى مطلق را به ذهنهاى محدود ما كه حتى از احاطهء بر آفريدگان ناتوان است نزديك كند ، اين الفاظ را به كار مىبرد .
دوم : براى آن كه به آفريدهاى كه پارهاى نيرو و هيبت يا . . . يا . . . را به دست آورده فريفته و خيره نشويم و او را به جاى خدا نپرستيم ، و در آن صورت نگوييم : به فلانى از آن رو سر بسپاريم كه صاحب دارايى يا نيرو يا زيبايى يا
هامش
( 3 ) - الحديد / 4 .