نخست : به حجم و اندازهء خود در مقايسه با عظمت آفريدگان بنگريم .
دوم : وقتى نفس به عظمت پروردگارى كه آفرينش را به هستى آورده و به نيكويى و مهارت ساخته اطمينان يافت با دعا به دو پناه مىجويد ، و رداى تكبّر و بزرگ خويشتنى « 40 » را به دور مىافكند و جامهء بندگى پروردگار را بر تن مىكند ، امّا كسانى كه از بندگى خدا ( و از دعا كه جوهر بندگى است ) سركشى مىكنند در عين خوارى به دوزخ در مىآيند .
سوم : پروردگار خود را به خاطر نعمتهاى او كه ما را فرا گرفته سپاس گزاريم كه اگر يكى از آنها نباشد زندگى ما دستخوش فنا و تبديل به دوزخى غير قابل تحمّل مىشود . اوست كه شب را به آرامش و روز را براى كسب معاش ما قرار داده و فضل بزرگ خود را به ما ارزانى داشته ، امّا بيشتر مردم سپاس نمىگزارند ( و از اين رو مىبينى كه بزرگى مىفروشند و سركشى مىكنند ) .
چرا بشر از راه خداوندى كه او را پرورده و غرق نعمت كرده است منحرف مىشود ، در حالى كه خداوند آفرينندهء همه چيز است و هيچ سلطهاى جز سلطهء او نيست و هيچ خدايى جز او كه يگانه و بى همتاست وجود ندارد ؟ براى آن كه آدمى آيات خدا را انكار مىكند ( و اين چنين روند مطلب به موضوع اصلى سوره باز مىگردد كه همان رفتار و هماهنگى با آيات و نشانههاى خداوند است ) / 109 و آيات خدا ( كه همان راههاى شناخت و بندگى او هستند ) در آفاق و نفسهاى ما پراكنده است .
اوست كه زمين را قرارگاه و آسمان را بنايى افراشته ساخت ( اين در مورد آفاق ) ، و هموست كه انسان را به بهترين صورتى مصوّر كرد و روزى پاكيزهء او را براى او فرستاد . براستى كه او ، تبارك و تعالى ، پروردگار ما و پروردگار جهانيان است .
او زندهاى جاودانه و در خدايى خود يكتا و بىهمتاست ، و انسان ناگزير بايد با اخلاص در فرمانبردارى و سرسپردگى به دو پناه جويد ، و هر حمد و ستايشى
هامش
( 40 ) - تعبير ابو حامد غزالى است به معنى كبر و تكبّر و خويشتن را بزرگ انگاشتن و بزرگنمايى . ر ك :
كيمياى سعادت ، 2 - 700 ، 701 ، 702 ( به نقل روانهاى روشن ، دكتر غلامحسين يوسفى ، ص 115 ، 155 - و يادداشتها ص 229 - م . )