نيست ، هرچند در والاترين مرتبه يا بيشترين درجهء ممكن موجود باشد .
برخى افراد اميدوارند ، امّا خوفى در دل ندارند . از اينرو گرفتار غرور ، سركشى و حماقت مىشوند كه نتيجهاى جز دچار شدن به كسالت ، بطالت ، تنبلى و توهّمات بىاساس ، ندارد . در واقع ، عدم وجود خوف ، موجب اين پيامدهاى نامطلوب شده و تصوّر اينكه اين صفات ناپسند ، ناشى از وجود فضيلت رجاء است ، غلط مىباشد .
به هر تقدير ، قرآن شريف بر ايجاد تعادل بين خوف و رجاء تأكيد مىورزد ، چنانكه در وصف اهل ايمان مىفرمايد :
وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَبا « 1 »
و ما را با اميد و بيم مىخوانند .
و نيز مىفرمايد :
يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً « 2 »
پرودرگارشان را با بيم و اميد مىخوانند .
حاصل سخن اينكه ، مراقبت براى حفظ تعادل بين دو فضيلت خوف و رجاء ، براى سالك راه حق ، ضرورى است ؛ زيرا غفلت از يكى از آن دو ، موجب پيشى گرفتن ديگرى مىشود و گمراهى سالك را به همراه دارد .
و امّا كسى كه اميد را از كف بدهد ، مصداق اين فرمودهء حق تعالى مىگردد :
وَ مَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّون « 3 »
و جز گمراهان چه كسى از رحمت پروردگارش نوميد مىگردد ؟
هامش
( 1 ) . انبياء / 90
( 2 ) . سجده / 16
( 3 ) . حجر / 56