سلامت در تنش ، و يا به آسودگى خاطر در امور دنيوى ، و اگر باز هم چيزى باقى ماند ، مرگ را بر او آسان كنم . » « 1 »
البته بايد دانست كه اين امور ، كلّيت و عموميت ندارد و نمىتوان گفت : هركس گرفتار است ، انسان شايستهاى است و گرفتارى او مقدّمهء ورود به بهشت است و هركس از نعم دنيوى برخوردار است ، حتماً به جهنّم خواهد رفت ؛ از اين رو كسى حق ندارد با سطحىنگرى ، به قضاوتهاى عجولانه و بى مبنا و خلاف اخلاق نسبت به ديگران بپردازد .
همچنين نكتهاى كه بايد بدان توجه شود ، اين است كه برخى از اوقات ، گرفتارىهاى دنيوى براى ارتقاى درجه و مقام انسان است . اهلبيت ( ع ) بيشترين و بزرگترين مصائب را تحمّل نمودند و در دنيا گرفتارىهاى بسيارى داشتند ، امّا مصائب آنان به جهت زدوده شدن گناه و معصيت و حتّى لغزش نيست ، بلكه به جهت ارتقاى درجه و مقام آنان نزد پروردگار متعال مىباشد . البته در اين خصوص
دلائل ديگرى نيز نظير دلائل توبهء اخصّالخواص مىتوان تصوّر و مطرح كرد كه در اين كتاب ، مجال پرداختن به آن نيست .
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 444