است كه خود او در دنيا تهيه كرده و از پيش فرستاده است .
هنگامى كه شخصى حضور ندارد ، به بدى ياد كردن او به هر نحوى كه باشد غيبت و گناه است . حتّى اگر گوينده و شنونده ، عيب او را بدانند و يا در غياب او فضيلتى از وى انكار شود و موجب تنقيص و شكستن شخصيت او گردد . در روايات اهلبيت ( ع ) در تعريف غيبت فرمودهاند :
« . . . يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْغِيبَةُ ؟ قَالَ ذِكْرُكَ أَخَاكَ بِمَا يَكْرَهُ » « 1 »
( ابوذر از پيامبر سؤال كرد ) : يا رسولالله ، غيبت چيست ؟ حضرت فرمودند : اينكه در مورد برادرت چيزى بگويى كه بدش بيايد .
و امّا در خصوص تهمت ، گناه تهمت ، بزرگتر است ؛ زيرا به صورت توأمان ، دروغ و غيبت را در بر مىگيرد . به اين معنا كه انسان عيبى را به ديگرى نسبت مىدهد ، در حالى كه آن عيب در او نباشد . همچنين در حرمت تهمت تفاوتى ندارد كه عيب نسبت داده شده ، كوچك يا بزرگ باشد . صورت أقبح و زشتتر تهمت ، افترا بر خداوند تعالى و پيامبران و اوصياى گرامى ( ع ) و پس از آن ، تهمت به علماء دين ، مراجع تقليد و شخصيتهاى داراى مقبوليت اجتماعى و دينى است .
بنابراين گناهانى نظير دروغ ، غيبت و تهمت ، هيچ توجيهى نمىپذيرد . عناوينى نظير دروغ مصلحتى ، غيبت سياسى و تهمت سياسى نيز پاك كننده و توجيه كنندهء اين گناهان بزرگ نيست . متأسّفانه برخى براى رسيدن به مقاصد دنيوى و كسب ثروت يا رياست كوتاه مدّت ، از هيچ گناهى دريغ نمىكنند و ناجوانمردانه آبرو و
حيثيت رقباى خود را با غيبت و تهمت لكّهدار مىكنند و به اين كردار خويش نيز افتخار مىنمايند و آن را نوعى انجام وظيفهء شرعى و ناشى از زيركى سياسى و كياست دينى مىشمارند اين گناهان زشت و بزرگ نياز به توبه و جبران دارد و
هامش
( 1 ) . مكارم الاخلاق ، ص 470