تا مشغول آمال خويش گردند و هنگام مرگ بفهمند كه چقدر شقاوتمند بودهاند :
ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُون « 1 »
آنان را واگذار تا بخورند و برخوردار شوند و آرزوها مشغولشان كند ، كه به زودى خواهند فهميد .
اميرالمؤمنين ( ع ) در روايتى مىفرمايند :
« أَلَا إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمْ خَلَّتَانِ اتِّبَاعُ الْهَوَي وَ طُولُ الْأَمَلِ أَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَي فَيَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَيُنْسِي الْآخِرَة » « 2 »
من براى شما از دو چيز مى ترسم : اوّل متابعت از هوى و هوس ؛ دوّم آمال و آرزوهاى بى جا . پيروى از خواهش نفس ، انسان را از حق باز مىدارد ، و آرزوهاى طولانى ، آخرت را از ياد مىبرد .
آنكه از هوى و هوس متابعت كند ، در حقيابى عاجز مىشود و آنكه آرزوهاى بى جا داشته باشد ، آخرت را فراموش مىكند .
بنابر فرمايش اميرمؤمنان و مولاى متّقيان حضرت على ( ع ) ، آرزوهاى تخيّلى و آمال دست نيافتنى ، آدميرا از ياد مرگ ، قبر و قيامت دور مىسازد و او را در دنيا و مشتهيات نفس غرق مىكند تا بميرد .
افزون بر اين ، بسيارى از ضعف عصبها و بيمارىهاى روانى ، از تفكّر پيرامون آرزوها و تمايلات برآورده نشده ، نشأت مىگيرد . غم ، غصّه ، اضطراب خاطر ، بىحوصلگى و افسردگى كه دنياى روز را فراگرفته و بسيارى از افراد را به خود
مبتلا ساخته است ، از تخيّل بىاساس در مورد تمايلات و آرزوهاى بزرگ سرچشمه مىگيرد ؛ وقتى ذهن انسان مرتّباً و مكرّراً ، به آمال دست نيافتنى بپردازد ، عقد
هامش
( 1 ) . حجر / 3
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبه 42