اختيار كند و اعلام بىطرفى نمايد . امّا جاذبهء حضرت سيّد الشّهداء ( ع ) او را به خود جذب كرد ؛ به گونهاى كه از ياران مورد اعتماد حضرت شد و فرماندهى جانب راست سپاه را برعهده داشت و در نهايت ، جان خود را نثار حضرت اباعبدالله الحسين ( ع ) كرد و به شهادت رسيد . اين در حالى بود كه بسيارى از بزرگان شيعه و كسانىكه سابقهء نيكويى در تشيّع داشتند ، توفيق همراهى امام حسين ( ع ) و شهادت در ركاب آن حضرت را نيافتند .
طبق نقل تاريخ ، هنگامى كه كاروان حضرت اباعبدالله ( ع ) از مكّه بهسوى كوفه در حركت بود ، زهير نيز از سفر حج بهسوى كوفه باز مىگشت . او همواره بهگونهاى برنامهريزى مىكرد كه در يك منزل با كاروان حضرت سيدالشهداء ( ع ) اسكان نكند و از آن حضرت دورى مىجست .
در يكى از منازل ، وقتى با بستگان و ياران خود مشغول خوردن غذا بود ، سفير امام حسين ( ع ) سر رسيد و زهير را فراخواند . زهير كه غافلگير شده بود ، اندكى درنگ كرد و تأمّل نمود . همسر او كه زن عاقلى بود گفت : « سبحان اللهآيا دعوت ذريّهء پيامبر را بىپاسخ مىگذارى ؟ برخيز تا دريابى او چه درخواستى دارد و سپس
برگرد . »
زهير به محضر امام ( ع ) ، شرفياب شد ؛ پس از بازگشت ، شخصيّت او به كلّى تغيير كرده بود ؛ لذا دستور داد خيمهها را جمع كنند و به كاروان امام حسين ( ع ) بپيوندند . حتّى نقل مىكنند چون اطمينان داشت كه در ركاب امام حسين ( ع ) به شهادت مىرسد ، همسر خويش را طلاق داد تا مصيبتى به او نرسد .
جاذبهء حضرت اباعبدالله الحسين ( ع ) و نورانيّت آن حضرت با زهير چنان كرد كه در سه موقف و موقع حسّاس ، نسبت به امام زمان خويش ابراز وفادارى كرد ، ظهر عاشورا و هنگام نماز امام ، خود را سپر تيرهاى دشمن كرد تا به آن حضرت آسيبى
سير و سلوك (منزله دوم: توبه) (فارسى) — صفحة 106
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٠٦