حسين ( ع ) متوجّه شدند كه از راه عقل و استدلال و قرآن و روايات نمىشود اين شخص را قانع كرد ، لذا تصميم گرفتند كه عاطفهء او را تحريك كنند و فرمودند : پنج كار انجام بده و پس از آن هرگناهى خواستى بكن ؛ اوّل : اگر معصيت مىكنى ، روزى خدا را نخور دوّم : از ملك خدا بيرون برو و گناه بكن ، سوّم : در محضر خدا گناه نكن ، يك مكانى براى گناه كردن انتخاب كن كه خدا تو را نبيند ، چهارم : معصيت كن ، امّا هنگام آمدن ملكالموت ، اجازهء قبض روح به او نده پنجم : گناه كن ، ولى وقتى كه مىخواهند تو را به جهنّم ببرند ، داخل نشو « 1 »
واقعاً انسانى كه تا اين اندازه ضعيف است ، چگونه مىتواند در محضر خداوند ، با او مخالفت كند ؟ بهراستى چقدر پستى مىخواهد كه آدمى با اين شرايط گناه كند
انسان اگر حقيقتاً بخواهد منزل دوّم سير و سلوك را با موفّقيت پشت سر بگذارد ، بايد چنين دركى براى او پيدا شود ، يعنى همه جا را محضر خداوند تعالى بداند و در اوّلين فرصت ممكن ، توبه كند .
براى روشنتر شدن مطلب ، به اين مثال توجّه كنيد : شما تصوّر كنيد در خانهء خود ميهمان داريد و به او بسيار احترام گذاشتهايد و از وى پذيرايى مفصّلى كردهايد ، امّا ناگهان مىبينيد كه ميهمان شما ، مخفيانه ، در حال سرقت از خانهء
شماست و در واقع به شما كه آن همه به وى محبّت كردهايد ، خيانت مىكند چقدر شما از اين موضوع ناراحت مىشويد ؟ حال در نظر بگيريد كه آن شخص ، بفهمد كه شما او را ديدهايد . چقدر شرمند و سر افكنده مىشود ؟ از خانهء شما بيرون مىرود و تا آخر عمر نمىتواند با شما مواجه شود
ما بايد در برابر خداوند ، چنين حالتى داشته باشيم ؛ يعنى حقيقتاً در محضر ربوبى
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ص 75 ، ج 126