در او به وجود آمد و چون جرقّهاى خرمن وجود او را به آتش كشيد . بهطور قطع كار خيرى ، زمينهى دگرگونى او را فراهم آورده بود .
مرحوم محقّق همدانى - از بزرگان اخلاق كه از جاذبهى خوبى نيز بهرهمند بوده است - وارد صحن حرم حضرت امير المؤمنين ( ع ) مىشود . و با ديدن او كه با وضعى بىادبانه و متكبّرانه در حال قدم زدن بود ، تعجّب مىكند . محقّق همدانى با بزرگوارى به او سلام مىكند و از او مىپرسد : اسم تو چيست ؟ عبد فرّار با همان حالت غرور و تكبّر پاسخ مىدهد : من عبد فرّارم . مرحوم محقّق همدانى از معناى اسم او يعنى بندهى فرارى استفاده مىكنند و خطاب به او مى فرمايند : « افرَرْتَ من اللّه اوْ مِن رَسولِهِ » ؛ آيا از خدا فرار مىكنى يا از رسول خدا ؟ ! اين جملهى حكمتآميز محقق همدانى ، چنان او را تحت تأثير قرار مىدهد كه چندين بار سؤال مرحوم محقّق همدانى را با خود تكرار مىنمايد و به فكر فرو مىرود .
عبد فرّار از همانجا به خانه برگشته و تا نيمههاى شب آن جمله را با خود تكرار نمود و چنان از گذشتهى خويش نادم و پشيمان شد كه از غصّه جان به جان آفرين تسليم كرد . فرداى آن روز مرحوم آخوند ملاحسين قلى همدانى - محقّق وارستهى اخلاق - وقتى براى تدريس به مدرسه وارد مىشوند ، به شاگردانشان مىگويند : امروز درس تعطيل است . يكى از اولياى خدا از دنيا رفته است ، بياييد به تشييع جنازهى او برويم .
بنابراين فضلا ، بزرگان و طلبهها را همراه خود ، به خانهى عبد فرّار مىبرد . طلبهها كه او را مىشناختند و آدرس او را مىدانستند تصوّر مى كنند آقا اشتباهى درب منزل او آمده است ، ولى مرحوم محقّق همدانى مىفرمايند : نه اشتباه نكردهام او يكى از اولياى الهى بود !
تجلى حق (نگرشى اخلاقى بر فضايل و سيره پيامبر اكرم ص) (فارسى) — صفحة 46
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٤٦