مسلمانان در جنگ با كشورهاى مقتدر آن دوران ، در پى توسعهى ارضى و بهرهمندى مادى و غنايم و كسب مال و ثروت نبودند ، هدف آنان حاكم شدن عدالت اجتماعى ، رفع تبعيض ، احقاق حقوق مستضعفان و برچيده شدن بساط فساد و فحشا بود .
اجراى عدالت و پيروزى مستضعفان
مورّخان مىنويسند : سرلشكران توانمندى مانند رستم فرخزاد در مقابله با مسلمانان شكست مىخوردند « 1 » و علّت شكست آنها روح شهادتطلبى مسلمانان بود كه از ايمان آنان به مبدأ هستى و معاد نشأت مىگرفت .
از اين رو ، بيشتر حاكمان به دنبال مصالحه با مسلمانان بودند ؛ زيرا قدرت مقابله با لشكريان شهادت طلب مسلمانان را در لشكريان خويش نمىديدند .
انگيزههاى مقدّس مسلمانان ، انسانهاى ستم كشيده و مستضعف آن كشورها را نيز به خاطر فطرت خدا جويشان با مسلمانان همراه مىساخت . حاكمان و پادشاهان مىگفتند : ما قادر به اجراى عدالت اجتماعى در سرزمين خود نيستيم و مسلمانان مىگفتند : ما مىتوانيم عدالت اجتماعى را در ايران برقرار سازيم . و در همان حملهى اول موفّق به اجراى آن در ايران شدند .
با مطالعهى تاريخ در مورد امپراتورى روم نيز شاهد همان قضيه خواهيم بود . پيام مسلمانان به امپراتورى روم اين بود ؛ كه ما سر جنگ با كسى ندانسته و براى مستضعفان سوغات عدالت آوردهايم . ما آمدهايم تا ظلم را از اجتماع
هامش
( 1 ) - بلاذرى ، فتوحالبلدان ، ص 257