عصر كنونى ، از جمله موانع آن نهضتها و ابلاغ رسالت انبياء ، گروه « مُترفين » ، صاحبان زر و زور ، عياشان و اهل دنيا بودهاند كه قرآن از آنان با عنوان « مُترف » ياد مىكند ؛ يعنى افرادى كه صاحب شهرت ، منصب ، رياست و يا مال و مكنتى بودهاند كه در راه اجراى اوامر الهى ، كارشكنى مىكردند . و در مقابل اين گروه ، تعداد قابل توجهى از مستضعفان ، محرومان و ستمديدگان قرار داشتهاند و هر انقلابى كه تاكنون به پيروزى رسيده است ، به همت و فداكارى مستضعفان كه بخش اعظمى از جوامع را تشكيل مىدادهاند ، بوده است .
بنا به فرمايش حضرت امام خمينى ( قدس سره ) انقلاب از آنِ پابرهنههاست و نمىتوان انقلابى را سراغ داشت كه مستضعفان در آن نقشى نداشته باشند .
از اينرو ، در قرآن نيز نويد حكومت عدالت گستر مهدى موعود ( عجل التعالى ) با اشاره به نقش مستضعفان مطرح گرديده است كه :
« وَ نُريدُ أن نَمُنَّ عَلَي الّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الارضِ وَ نَجْعَلَهُمُ ائِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الوارثينَ » ؛
« 1 » در واقع قرآن بار مسؤوليت و فداكارى دورهى آخرالزّمان را بر دوش ستمديدگان و مستضعفان مىگذارد .
در آغاز ابلاغ رسالت پيامبر اكرم ( ص ) رويارويى دو گروه « مُترف » و « مستضعف » به خوبى قابل مشاهده است . آن حضرت پس از نپذيرفتن اسلام توسط سران قريش و بنىهاشم ، ادامهى مأموريت خود را در ميان عموم مردم ، مستضعفان و ستمديدگان آغاز نمودند و خود در ميان آن جمعيت قرار گرفته و با دلجويى از آنان و ابراز همدردى با مستضعفان ، افراد قابل توجهى را به
هامش
( 1 ) - قصص / 5 : « و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست شده بودند منت نهيم و آنان را پيشوايان [ مردم ] گردانيم و ايشان را وارث زمين كنيم . »