پيامبر ( ص ) پس از تشكيل حكومت ، مسجد ساخته و نماز جماعت بر پا كردند . شيوهى حكومت دارى ايشان درست مثل نماز جماعت بود كه در آن مردم به شكلى هماهنگ و متّحد پشت سر امام جماعت نماز مىگذارند . همانطور كه كسى در نماز جماعت نمىتواند زودتر يا ديرتر از امام ، اركان نماز را انجام دهد و اذكار آن را بگويد ، در حكومت اسلامى نيز مردم بايد متّحد و يك صدا گوش به فرمان رهبر باشند . نماز جماعت ، نمادى از هماهنگى ، اتّحاد و پيروى از امام است .
خداوند بر همين اساس ، در آيهى
« فَلا وَ رَبِّكَ لايؤمِنُونَ حَتّى يحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَينَهُمْ ثُمَّ لايجِدُوا فى أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَيتَ وَ يسَلِّمُوا تَسْليماً »
« 1 » مىفرمايد : به خدا قسم ايمان ندارد مگر آن كسى كه در مقابل گفتهى پيامبر تسليم باشد . حتّى اگر به ضرر او هم هست ابراز ناراحتى نكند و در مقابل او تسليم باشد .
در آيهاى ديگر نيز مىفرمايد :
« وَ ما كانَ لِمُؤمِنٍ وَ لا مُؤمِنَةٍ إذا قَضَى اللّهُ وَ رَسولُهُ امْراً ان يكُوَنَ لَهُمُ الْخِيرَةُ مِنْ امْرِهِم . . . »
« 2 » هيچ مرد و زن مؤمنى حق ندارد هنگامى كه خدا و رسول او حكمى كنند ، در مقابل گفتهى خدا و پيامبرش - يعنى در مقابل قرآن ، ولايت و حكومت
هامش
( 1 ) - نساء / 65 : « ولى چنين نيست ، به پروردگارت قسم كه ايمان نمىآورند ، مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايهى اختلاف است ، داور گردانند ، سپس از حكمى كه كردهاى در دلهايشان احساس ناراحتى [ و ترديد ] نكنند ، و كاملًا سر تسليم فرود آورند . »
( 2 ) - احزاب / 36 : « و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستادهاش به كارى فرمان دهندبراى آنان در كارشان اختيارى باشد . . . »