يك پيراهن كه حضرت زهرا ( س ) آن پيراهن را در شب زفاف به گدايى بخشيد . بقيهى پول را هم براى وليمهى عروسى خرج كردند ، وليمهاى كه در آن فقرا و ضعفا شركت داشتند و بسيار ساده بود ؛ آبگوشت و نان جو .
پس از آن پيامبر به خانمها فرمودند كه زهرايم را در ميان خود بگيريد براى اينكه كسى او را نبيند و بدون آنكه گناهى انجام دهيد ، او را به خانهى شوهرش ببريد . منزل حضرت على ( ع ) گِلى بود و يك اتاق و يك صحن داشت . حضرت كيسهاى شن آورده ، كف اتاق ريختند تا اندكى نرم شود و حصير را روى آن گستردند و رختخواب را هم كه از ليف خرما بود ، بر روى آن انداختند . پيامبر ( ص ) به خانهى حضرت زهرا ( س ) آمدند و از زنان تشكّر نموده ، به آنها گفتند كه بروند . امّ سلمه خدمت رسول الله ( ص ) آمد و گفت : يا رسول الله حضرت خديجه ( س ) سفارش حضرت زهرا ( س ) را به من كرد و از من خواست شب عروسى ، او را تنها نگذارم . پيامبر اجازه دادند امّ سلمه در خانهى حضرت زهرا ( س ) بماند و همه را از خانه خارج كرده ، خود نيز رفتند .
فرداى آن روز پيامبر ( ص ) دوباره به خانهى حضرت زهرا ( س ) آمدند و هديهاى معنوى برايشان آوردند . ايشان حضرت زهرا ( س ) و حضرت على ( ع ) را كنار هم نشاندند و به دخترشان فرمودند : على خوب همسرى براى توست و به دامادشان نيز فرمودند زهرا خوب كفوى براى توست . اين خانه كار دارد و شما دو نفر بايد اين كارها را بين خود تقسيم كنيد . زهرا جان ، كارهاى خانه را تو انجام بده و كارهاى بيرون از منزل براى على باشد .
هنگامى كه پيامبر ( ص ) از خانه بيرون رفتند ، حضرت زهرا ( س ) فرمودند : پدرم چه هديهى خوبى به من دادند ، كارهاى خانه را به شكلى تقسيم كردند كه
تجلى حق (نگرشى اخلاقى بر فضايل و سيره پيامبر اكرم ص) (فارسى) — صفحة 193
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٩٣