نيازى به بيرون رفتن من از خانه نباشد . اين ماجراى عروسى حضرت زهرا ( س ) و حضرت على ( ع ) بود كه به سادگى برگزار شد و ما بايد از آن سرمشق بگيريم . اتفاقاً اين گونه زندگى كردن خيال انسان را آسوده مىكند و آرامش به همراه دارد ؛ برعكس زندگىهايى كه با نگرانى و اضطراب و پريشانى خاطر ، آغاز مىگردد . خانم ، عروس است ولى از اين مىترسد كه نكند زندگيش به طلاق منجر شود . آقا دادماد است و نگران است كه مبادا همسرش مهريهاش را به اجرا بگذارد و او را به دادگاه بكشاند . زندگيشان پر از غم و غصّه است و در آتش تجمّلات ، چشم و همچشمى ، پريشانى و اضطراب مىسوزد .
نمونهى ديگر سادهزيستى در زمان خودمان ، زندگى و خانهى رهبر كبير انقلاب اسلامى ، امام خمينى ( قدس سره ) است . زمانى كه ايشان به قم آمدند ، در منزلى اجارهاى بسيار ساده و قديمى ولى بزرگ نشستند ، از كسى شنيدند كه آن خانه شبههى وقف دارد . به سرعت آن خانه را ترك كرده ، از آنجا به خانهى يكى از دوستانشان رفتند . زيرا انسان بايد در خانهاى زندگى كند كه مشكل شرعى نداشته باشد ؛ چون مىخواهد در آن خانه نماز بخواند ، صاحب فرزند شود و بسيارى از موارد ديگر . حضرت امام ( قدس سره ) زمانى هم كه به تهران رفتند ، خانهاى براى ايشان اجاره كردند ولى وقتى ديدند آن خانه نماى سنگى دارد ، اصرار كردند كه نمىخواهند در آن خانه بمانند . سرانجام به جماران رفتند كه كاهگِلى بود و در اين خانهى ساده زندگى كردند و در همان خانه نيز از دنيا رفتند .
انسان بايد زندگى تجمّلگرايى را كه به جز دردسر چيز ديگرى ندارد ، رها كند و براى رفع احتياج وسايلى براى خود و خانوادهى خود تهيه نمايد . . به كمد لباس برخى خانمها كه نگاه كنيم مىبينيم پر از لباس است كه هركدام
تجلى حق (نگرشى اخلاقى بر فضايل و سيره پيامبر اكرم ص) (فارسى) — صفحة 194
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٩٤