بنابر روايتى ، رسول خدا ( ص ) دو سه روز در آن غار ماندند و على ( ع ) زاد و توشهاى براى آنان فراهم مىكرد و مخفيانه به غار ثور مىبرد . برخى نيز احتمال دادهاند آن حضرت پيشبينى مسير را نموده و توشهى لازم را به همراه برده بودند و يا از عالم غيب آب و غذا براى ايشان تهيه مىشد . تا اينكه جستجوى مشركين بىثمر ماند و از يافتن آن حضرت نااميد شدند .
ورود پيامبر ( ص ) به مدينه
پيامبر ( ع ) همراه ابوبكر از مكّه خارج و اين مسافت تقريبى 440 كيلومترى ، را طى هشت روز پيمودند ؛ زيرا پيمودن اين مسير ، همراه با ترس و هراس از كفّار بود و چنان كه در روايت آمده است ، گريختن او از مكّه شبيه به گريختن حضرت موسى ( ع ) از دست فرعونيان - به تعبير قرآن « خائِفاً يَتَرَقَّبُ » ؛ « 1 » - بود . امّا خبر مهاجرت آن حضرت به مدينه ، پيش از اين ، به مردم مدينه و روستاهاى اطراف مدينه رسيده بود و مىدانستند پيامبر ( ص ) به زودى به ديار آنان خواهد رسيد . از اين رو ، جمعيتى فراوان با شور و شوق و نشاط بر دروازهى شهر مدينه چشم انتظار ورود آن حضرت بودند .
پيامبر ( ص ) در ابتداى شهر مدينه در محلّى كه اكنون مسجد « قبا » قرار دارد ، به نماز ايستادند و منتظر رسيدن ديگر مسلمانان باقيمانده در مكّه - از جمله اميرالمؤمنين ( ع ) و فاطمه زهرا ( س ) و فاطمهى بنت اسد مادر اميرالمؤمنين ( ع ) - گرديدند . استقبال مردم مدينه از هنگام ورود آن حضرت در تاريخ بىسابقه و بىنظير بوده است .
هامش
( 1 ) - قصص / 21 : « ترسان و نگران »