تعطيل الارض » است يعنى اينكه زمينى بى كار بماند و هيچ استفاده اى از آن نشود ، قبيح است . اما آيا حاكم و فقيه از روى ولايتش
چنين كارى را مىكند يعنى زمين را از دست شخص بگيرد و به ديگرى بدهد و يا اينكه از روى مقام قضاوت چنين حكمى را اجراء مىكند ؟
در صورت اول معنايش اين است كه حق شخص اول كه زمين را تحجير كرده و در آبادانى آن اهمال مىكند ، محفوظ است اما مقام ولايت بخاطر مصلحت نظام اسلامى و بخاطر قبح تعطيل ارض آن را از او گرفته و به ديگرى مىدهد . اما در صورت دوم معنايش اين است كه حق شخص اول به طور كلى به واسطه اهمال از بين مى رود و حاكم از باب قضاوت آن را به ديگرى مىدهد چه آنكه وظيفه قاضى اين است كه حق افراد را به آنها بدهد و حقى كه دست ديگران است ، به اهلش باز گرداند .
چنين به نظر مى رسد كه مقام قضاوت حاكم است كه اين كار انجام مىشود نه از روى ولايت و مؤيد اين ادعا نيز بناى عقلاء است زيرا نزد عقلاء هم همينطور است كه اگر كسى زمينى را تحجير كرده و در آبادى آن اهمال مىكند ، به طور كلى حقش از بين رفته و ديگران مى توانند آن را تصرف كنند لكن براى دفع هرج و مرج و تشاح و مشاجرات ، اين وظيفه را اجرا مىكند . بلى ، استصحاب بقاء حق ، دلالت مىكند كه كار حاكم از باب حكومت است نه قضاوت .
احكام اقتصادى اسلام در مورد زمين (فارسى) — صفحة 81
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٨١