تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩

اول الاولين و آخر الاخرين

در اين مورد تفاسير مختلفى وجود دارد كه عبارتند از : تفسير اول : ممكن است اين دو اسم به اين صورت تفسير شوند كه چون خداوند تعالى به احاطه قيومى بر هر چيز محيط است ، لذا او اول و آخر ، ظاهر و باطن است . بنابراين هر چيزى كه « اول » فرض گردد ، او پيش از آن قرار مىگيرد ؛ و هر چيزى كه « آخر » فرض گردد ، او پس از آن قرار خواهد گرفت ؛ و هر چيزى كه « نمايان » فرض شود ، او از آن نمايان تر است ؛ و هر چيزى هم « پنهان » فرض شود ، او از آن پنهان تر است ؛ چرا كه او به احاطه قيومى خود بر هر چيز محيط و فراگير است . تفسير دوم : او بدين جهت « اول » است كه او بوده و پيش از او هيچ چيز نبوده و « آخر » خواهد بود چون پس از نيستى و نابودى هر چيزى او ماندنى و « ظاهر » است چون نور است و ذاتا ظاهر است ؛ با آن كه فعلش دليل بر ظهور اوست و بدين جهت او « باطن » است كه خردها از درك كنه او عاجز و قاصرند . تفسير سوم : او « اول و آخر و ظاهر و باطن » است از آن نظر كه در خانه كسى نيست به جز صاحب خانه . لذا « وجود » اوست و ديگران همه « وجود نما » هستند ؛ بنابراين از باب كنايه به او « اول و آخر » اطلاق مىشود . در اين جملات سخن از دعا كننده و دعا شونده به ميان آمده ولى از مدعوّ له و مدعوٌ به ذكرى نشده است . اين نوع دعا كردن از باب تعليق حكم بر وصف است كه به جهت عليت مبداء اشتقاق معلوم مىشود و ملجأ در وقت پناه جستن ، جز آن كه پناه ببرد و كسى را كه پناه گاه خود مىداند صدا كند كارى نمىكند و در اين جا ديگر بر زبان آوردن خواسته لازم نيست . لذا داعى در اين حالت مىگويد : « يا ارحم الراحمين » و خود اين دعا قرينه « ارحمنى ؛ به حال من دل بسوزان » را هم به همراه دارد . اين جا هم همين طور است و وقتى كه گفته مىشود :
آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 89 | الشيخ حسين المظاهري