اولئِكَ قالَ : هُمْ فِى الدُّنْيا مَسْجُونُون . قَدْ سَجَنُوا الْسِنَتَهُمْ مِنْ فُضُولِ الْكَلامِ وَ بُطُونَهُمْ مِنْ فُضُولِ الطَّعام . . . ؛ « 1 »
اى احمد ! در بهشت قصرى است از در و مرجان كه بر روى هم انباشته شده اند . پيوند و جدايى در آنها نيست . خواص من در آنها ساكن اند ، همه روزه هفتاد بار به ايشان نظاره مىكنم و با آنان سخن مىگويم و هر بار كه بر آنان نظر كنم بر ملكشان هفتاد برابر مىافزايم و در جايى كه اهل بهشت از خوردنى و نوشيدنى لذت مىبرند لذت اينها در ياد من و كلام من و سخن گفتن از من است . - پيامبر ( ص ) - سؤال كرد : پروردگارا ! نشانه اينها چيست ؟ پروردگار فرمود : زندانيان اند . آنها كه زبان هايشان را از حرف زيادى بازداشته اند و شكم هايشان را از خوراك زيادى . »
بنابراين با توجه به كلام حضرت حق كه فرمود : « بر ملكشان هفتاد برابر مىافزايم » به معناى سعه وجودى و استكمال آنان است . همچنين بايد به كلام آن حضرت كه فرمود : « لذت اينها در ياد من و كلام من و سخن گفتن از من است » توجه كرد .
چه زيبا سروده است :
هَنيئاً لِارْباب النّعيم نعيمهم * و لِلْعاشق الْمسكين ما يتجرّعُ
« 2 »
نعمت اهلنعيم جمله گواراشان * عاشق بى چاره راست حسرتِ نعمت
آرى ، اين انسان كه از حق به سوى خلق آمده تا بلكه روزى از خلق به سوى حق بازگردد در خلق فرو مانده و سيرش « من الخلق الى الخلق » شده است . لذا او همانند
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 74 ، ص 23 ، ( باب 2 ، مواعظ الله عزوجل فى . . . ) ، ح 6 .
( 2 ) . در كتاب مفيدالعلوم و مبيد الهموم ، شبيه به اين را آورده است .