كه محبت كسى جز من آن را نيالايد . كه وقتى مرا دوست داشت من او را دوست مىدارم و دلش متوجه جلال و كبرياى من مىشود و با من سخن مىگويد و فقط و فقط با من هم دم مىشود نه با كس ديگرى ، لذا هم نشين فرشتگان مىشود ، بعد از آن داراى بينش و بصيرت مىشود به طورى كه بهشت و نعمتهاى آن را خواهد ديد ، جهنم ومصيبتهاى آن را هم خواهد ديد ، قيامت و منازل هولناك آن را هم مىبيند . »
روايت شده است كه : « زيد بن حارثه ادعاى چنين مقامى [ مذكور در حديث قدسى ] كرد و رسول خدا ( ص ) او را تصديق كرد ، چرا كه وقتى از او پرسيد چگونه صبح كردى ؟ در پاسخ حضرتش گفت : با يقين » . « 1 »
كلام الهى نيز بيان شده است :
؛
فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْآصَالِ رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلَاةِ وَ إِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصَارُ
« 2 » در خانه هايى قرار دارد كه خداوند اذن فرموده تا ديوارهاى آن را بالا ببرند . خانه هايى كه نام خدا در آنها برده مىشود و صبح و شام در آنها تسبيح او مىگويند . مردانى كه نه تجارت و نه معامله اى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و اداى زكات غافل نمىكند ، آنها از روزى مىترسند كه در آن ، دلها و چشم ها زير و رو مىشود .
لذا چنين كسانى در جهان هستى هيچ نمىبينند جز خدا . و هيچ گونه وجود مستقلى براى خود قائل نيستند و هيچ چيز را نمىبينند ؛ حتى خودشان را هم نمىبينند و فقط خدا را مىبينند :
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 53 ، ( باب حقيقة الإيمان و اليقين ) ، ح 2 .
( 2 ) . نور ، آيه 36 و 37 .