تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥

تفسير ادبى

كلمه « ربّ » به مالكى اطلاق مىشود كه تدبير امر مملوكش را به عهده گرفته است . اين كلمه در عرفان از همه اسما ؛ حتى كلمه « الله » - كه اسم علم است براى ذات حضرت حق كه مستجمع جميع صفات است - برتر ، لطيف تر ، زيباتر و با شكوه تر است ، چرا كه كلمه « الله » به نحو اجمال بر تدبير امر دلالت مىكند ولى كلمه « ربّ » به نحو تفصيل . « رق » گردن را گويند و غالبا وقتى كه در چنين جايى به كار مىرود - به صورت مجازى - خود شخص در نظر گرفته مىشود . « ناصيه » موى جلوى پيشانى را گويند و در اين جا « زمام امر » قصد شده كه « بِيَدِهِ النّاصيهء » يعنى او مالك توانايى است كه مىتواند بنده را به هر سو كه اراده كند برگرداند ، تعبير شده است . « ضُرّ » بدحالى است و « مسكنت » از ريشه سكون است به معناى درماندگى . « فاقه » فقر شديد است . « قدس » اسم مصدر است به معناى « پيراسته و مقدس » يعنى كسى كه از هر عيبى منزه باشد . « صفات » يعنى كمالات . « اسم » يعنى علامت . و فرق بين اسما و صفات همان فرق بين دال و مدلول است . « جوارح » اعضاى ظاهر را گويند مثل دست و پا . « جوانح » اعضاى باطن را گويند مثل قلب ، عقل ، و اراده . « سرح » حركت كردن به سمتى است بدون آن كه نيازى باشد ، چنان كه گفته مىشود « سرحت الابل » يعنى سر خود به چرا پرداخت .