داد - در اين بخش از دعا - مدعو را محترم شمرده است ، يعنى پس از آن كه او را از هر عيبى پيراسته دانسته ثابت كرده است كه خود او بنده اى است كه به حمد و ثناى او مشغول بوده و در برابر او اظهار خوارى مىكند و از او طلب رحمت مىنمايد .
ضمن اظهار خوارى و رحمت طلبى باز هم حجت عرفانى ديگرى آورده و تفنّن در عبارت به كار مىبرد .
در آخر سخن نيز براى تسلى خاطر خودش جمله اى ذكر كرده و اين مطلب را يادآورى مىكند كه جهنم براى لج بازان و معاندان است ، و بنده افتاده فروتنِ رحمت طلبى همچون او را در آن جايى نيست .
با اين وصف باز حجت ديگرى مىآورد و آن اين است كه وعده خداوند حق است ، و اوست كه به مؤمن وعده بهشت داده و - به تأكيد - فرموده است كه فاسق و مؤمن يكسان نيستند .
لذا متن كلام از جهت رعايت آداب دعا و روش درخواست و متن دعا از جهت آن كه حجت عرفانى آورده است - و شايد همان را هم بتوان حجت برهانى به حساب آورد - بى نهايت زيباست . و از جهت جملات و تفنن در عبارات نيز در نهايت فصاحت و بلاغت است .
آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 327
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٣٢٧