در دعا هم آمده است :
« يا مَنْ لَمْ يُؤاخِذْ بِالْجَريرَةِ وَ لَمْ يَهْتِك السِّتْر ! ؛ « 1 »
اى كسى كه به گناه مؤاخذه نمىكنى و پنهانىها را آشكار نمىسازى . »
« ضجّه » به معناى گريه و شيون است .
« يتقلقل » از « قلقله » به معناى زير و رو شدن .
« زجر » به معناى منع و جلوگيرى شديد است كه اصل آن نهيب و تَشَرى است كه بر سر كسى مىزنند تا او را از انجام كارى باز دارند .
« زبانيه » جمع « زبن » با زا و باى مفتوح به معناى « دفع » است و ياء در زبانيه به جاى فاعل به كار رفته است . منظور اززبانيه ملائكه غلاظ و شداد است .
« هيهات » اسم فعل است به معناى دور باد ، ولى با تأكيد همراه است .
« فَبِالْيَقينِ » به « اقْطَعُ » مربوط است ولى براى تأكيد در مطلب پيش از آن ذكر شده چنان كه خود « اقطع » نيز براى تأكيد آمده است .
« جحد » همان « انكار » چيزى است با وجود علم و آگاهى از آن .
« عنود » ستم كارى است كه از ستم خود آگاه است و عمدا به آن اقدام مىنمايد .
« مقر » و « مقام » جايى است كه انسان در آن جا قرار گرفته و مىايستد ، يعنى جايگاه و پايگاه .
« تطول » از « طول » گرفته شده است و منظور از آن « ادامه نعمت و كرامت » است .
تنزيه معبود
دعا كننده پس از آن كه براى مولاى خود حجت عرفانى آورد و شكايت حال خود را با او در ميان گذاشته و به پيش گاه او برد و او را - با لطافت عرفانى - مورد تهديد قرار
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 51 ، ص 304 ؛ ج 83 ، ص 75 ؛ ج 84 ، ص 81 و 83 ؛ ج 87 ، ص 37 ؛ ج 88 ، ص 187 و 349 .