تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
لكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ اسْماؤُكَ اقْسَمْتَ انْ تَمْلَأَها مِنَ الْكافِرينَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النّاسِ اجْمَعينَ وَ انْ تُخَلِّدَ فيهَا الْمُعانِدينَ وَ انْتَ جَلَّ ثَناؤُكَ قُلْتَ مُبْتَدِئا - وَ تَطَوّلْتَ بِالْأِنْعامِ مُتَكَرّماً - أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً ؟ لا يَسْتَوُون ؛ آيا به راستى چنان مىبينى و بر خود مىپسندى - پاك و منزه از هر عيبى اى معبود من ! در حالى كه به حمد تو مشغولم - كه بشنوى صداى بنده مسلمان را كه در جهنم به واسطه مخالفت‌هايش زندانى شده و طعم عذاب آن آتش را به واسطه گناهانش چشيده و در ميان طبقه هاى جهنم به واسطه گناه و جنايتش گرفتار شده در حالى كه به درگاهت ناله و شيون مىكند . مثل فرياد و ناله كسى كه اميد به رحمت تو دارد . و به زبان موحّدينت تو را مىخواند و به بنده‌پرورى و بنده نوازىات متوسل شده است . اى مولاى من ! چگونه او در عذاب باقى بماند در حالى كه به حلم گذشته تو اميد دارد . يا چگونه آتش ، او را اذيت كند در حالى كه او به فضل و رحمتت آرزومند است . يا چگونه شعله آتش او را بسوزاند در حالى كه صداى او را مىشنوى و جايگاه او را مىبينى . يا چگونه شراره آتش و صوت مهيب او را در برگيرد در حالى كه تو ضعف او را مىدانى . يا چگونه در ميان طبقات آتش دست و پا زند ، در حالى كه تو راست گويى او را مىدانى . يا چگونه موكلان جهنم - ملائكه غلاظ و شداد كه موكل بر جهنم و اهل جهنم مىباشند و با گرزهاى آتشين ، اهل جهنم را شكنجه مىدهند - با تندى او را ، برانند در حالى كه او فرياد مىزند : اى پروردگار من ! يا چگونه ممكن است كه او به فضل تو در آزادى خويش از جهنم اميد داشته باشد و تو او را در جهنم باقى گذارى ؟