نظير آن خوردن زهر و خودكشى است . اگر چه يك لحظه بيش تر مخالفت نكرده و مرتكب گناه نشده ولى اثر طبيعى اش آن است كه براى هميشه بميرد و وابستگان او هم تمام عمرشان را در سختى و مشقت به سر برند . هر كس كه در تحصيل علم يا كسب مال مدت كمى سختى ها را به جان بخرد اثر طبيعى اش آن است كه آينده در رفاه و آسايش هست بلكه وابستگان او هم آينده در رفاه و آسايش هستند .
لذا اين جا اگر چه تناسب محفوظ نيست ولى اثر طبيعىاش اينطور اقتضا مىكند همچنان كه شاعر مىگويد :
اين جهان كوهست فعل ما ندا * سوى ما آيد نداها را صدا « 1 »
و در سرودهاى ديگر :
چو بد كردى مباش ايمن ز آفات * كه واجب شد طبيعت را مكافات « 2 »
نيز از سرايندهاى ديگر :
ديدى كه خون ناحق پروانه ، شمع را * چندان امان نداد كه شب را سحر كند « 3 »
سوم : اثر اخروى . اين نوع اثر ، عينى و با عمل متحد است . لذا عملى كه در اين دنيا ظاهر و عرض است در آخرت به صورت حقيقت ظهور خواهد كرد كه به آن « تجسم عمل » مىگويند . از قرآن و روايات هم اين مسئله به دو وجه نمايان است :
يكى آن كه عمل در حقيقت آدمى و هويت او اثر مىگذارد ، كلام الهى است :
هامش
( 1 ) . مثنوى معنوى ، دفتر اول « فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند . . . » .
( 2 ) . نظامى گنجوى ، خسرو و شيرين ، اندرز و ختم كتاب ، بيت 32 .
( 3 ) . ملك الشعراى بهار ، ديوان اشعار ، منتخب قطعات « خون ناحق » .