خداوندا ! تو پروردگار من هستى . جز تو پناهى نيست . چون تو پروردگار عرش عظيم هستى من امور خودم را به تو واگذار كردم . هيچ امكان گردش و نيروى حركت نيست مگر آن كه توسط خداوند بلند مرتبه و با عظمت به وجود آمده است . آن چه را كه خدا خواسته ، شده و آن چه را كه نخواهد نمىشود . مىدانم كه خدا بر هر كارى قادر است و خداوند بر هر چيزى احاطه علمى دارد . خداوندا ! من از شر خودم و از شرّ قضاى بد و از شرّ هر صاحب شرّى و از شرّ جن و انس و از شرّ هر جنبنده اى كه سرنوشتش در دست توست به تو پناه مىآورم . چرا كه راه پروردگارم راست و مستقيم است . »
4 . براى دفع سختى ها و گره گشايى از كارها :
« الْحَمْدُ لِلّه . كُلُّ نِعْمَتٍ مِنَ اللّه . لايَأْتى بِالْخَيْرِ الّا اللّه لايَصْرِفُ السُّوءَ الّا اللّه ؛ « 1 »
سپاس و ستايش خدا را . هر نعمتى از جانب خداست . خير نمىرسد مگر از جانب خدا . شر بر طرف نمىگردد مگر توسط خدا . »
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحارالأنوار ، ج 47 ، ص 183 ، ( باب 6 ، ماجرى بينه . . . ) ، ح 29 .