مطلبى كه ذكر آن در اين مقام جا دارد تناسب حاجات با يك ديگر است . چنان كه پيداست اميرالمؤمنين على ( ع ) از خداوند در آغاز امر و در طول زندگانى مسامحه و ترحم درخواست نموده است . از آن جا كه مسامحه از جانب خدا بر پايه مقام رضا و قناعت از طرف بنده و ترحم الهى نيز بر مبناى تواضع و فروتنى بنده صورت مىگيرد لذا حضرت ابتدا مقام رضا و قناعت و سپس تواضعى را كه بر آن مترتب است درخواست كرده است .
ب ) مسامحه
مسامحه همان تفضل خداوند متعال است . بحثى نيست كه جن و انس و ملك با مسامحه و تفضل الهى است كه عقوبت نمىشوند . لذا معامله خداوند با بنده بر مبناى عدالت در عقل نمىگنجد ، چرا كه اگر در مورد شخص رسول خدا ( ص ) هم با آن همه عبادتها ، مجاهدتها و توجهات به خداوند ، بخواهيم همه عبادت ها ، مجاهدت ها و توجهات آن حضرت را در يك كفه ترازو بگذاريم و هم سنگ آن را عقل ، فهم ، علم ، عصمت و كمالات او را در كفه ديگر ترازو قرار دهيم ، اينها همه آن چيزهايى است كه خداى تعالى به او انعام فرموده ، لذا اين دو كفه با يك ديگر هم سطح و ميزان نمىشوند .
اميرالمؤمنين على ( ع ) هم با آن كه فضيلت يك ضربتش در جنگ خندق از عبادت جن و انس بيش تر بود ولى به هر حال قدرت همين ضربت و توفيقش هم از جانب خداوند متعال بوده است .
لذا نقل شده است كه وقتى موسى ( ع ) و داوود ( ع ) گفتند :
« ما چطور مىتوانيم كاملًا در حق تو شكرگزارى كنيم در صورتى كه توفيق شكر هم از جانب توست و آن خود نيازمند شكرى ديگرست . »
خداوند تعالى به آن دو فرمود :
« اذاً رَضيتُ عَنْكَ الشُّكر ؛ حالا ديگر از شكرگزارى راضى شدم . »