تفسير ادبى
از آن جا كه در « سؤال » مفهوم خضوع ، افتادگى و فروتنى هست لذا كلمات « خاضع ، متذلل ، خاشع » همه براى تأكيد بر مسئله آمده اند .
« خضوع » عبارت از همان حالت دل شكستگى و افتادگى قلبى است . تواضع و خشوع حالتى بدنى است و پيدايش اين حالات در اغلب اعضا اثراتى دارند از جمله باعث برهم نهادن ديدگان ، گردن نهادن ، دست بر سينه يا بر سر ايستادن ، سستى در اعضاى گوناگون بدن و . . . مىشوند .
« مسامحه » : به معناى آسانگيرى و سبك گرفتن كارهاست .
« قنوع » : ضد حرص زدن است .
« تواضع » : ضد تكبر و خودبزرگ شمردن است .
« فاقه » : همان نياز و فقر است .
الف ) خضوع و خشوع
در اين جملات تأكيدهاى پى در پى به كار رفته است . حضرت على ( ع ) در ابتدا ذلت خود را بر خداوند تعالى آشكار كرده و سپس شدت فقر و نياز خود را تبيين فرموده است . در سومين مرحله نشان داده كه از همه بريده است غير از خداوند متعالى و فقط به او روى آورده است . در چهارمين قسمت هم يادآورى كرده است كه شأن خداوند به عظمت سلطنت ، علو مكان و تسلط قدرت او بر عالم وجود است . سپس حاجتش را از خداوند تعالى خواسته است . خواسته آن حضرت هم اين بود كه خدا با او به نرمى رفتار كند و به حال او دل بسوزاند و مقام رضا ، قناعت و تواضع در هر حال به او عطا فرمايد . پيداست كه كلام ، فصيح و بليغ است و آداب دعا كاملًا در آن مراعات شده است .