ولى وقتى توجه پيدا مىكند كه تام و اتمى نيست و بين كلمات خدا تفاضلى نيست همهء اسما و صفات خدا عين ذات وجود مقدس اوست ، مىگويد :
« وَ كُلُّ كَلِماتِكَ تامَّه
اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِكَلِماتِكَ كُلِها ؛
اى خدا ! همهء كلماتت تام است . اى خدا ! به درخانهء تو آمدهام و به همهء كلماتت تو را قسم مىدهم . »
يعنى : اى خدا ! به درخانهات آمدهام و به ذات مقدست تو را قسم مىدهم .
گاهى هم توجه به « كُنِ » رحمانى و كثرات آن است . توجه از عالم اسما و صفات به صفات افعال است . مىآيد در اين عالم و كثرتها را مشاهده مىكند و مىبيند كه حقيقت پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم اتَم كلمات است . مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاتَمِّها ؛
خدايا ! به درخانهات آمدهام ، نظرم به فيض مقدس است . نظرم به « كن » رحمانى است و تو را به اتمّ كلمات قسم مىدهم . » ( يعنى : به حقيقت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم تو را قسم مىدهم ) .
ناگهان توجه مىكند به بساطت فيض مقدس ، و مىگويد :
« وَ كُلُّ كَلِماتِكَ تامَّه اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِكَلِماتِكَ كُلِها . »
درس ولايى
عارف و دعا كننده ، گاهى هم نظر به اهلبيت دارد ؛ اهلبيتى كه مظهر صفات و اسما هستند ، اهلبيتى كه اتمّ كلماتند ، و نظر به كثرت دارد ؛ يعنى نظر به پيغمبر اكرم ، حضرت زهرا ، اميرالمؤمنين و ساير ائمه دارد . در اين نظر مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاتَمِّها ؛
خدا ! به درخانهء تو آمدهام ، چهارده معصوم را آوردهام و تو را به اتمّ كلماتت كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله است قسم مىدهم . »