اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاتَمِّها
وَ كُلُّ كَلِماتِكَ تامَّةٌ ؛
اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِكَلِماتِكَ كُلِّها .
تفسير ادبى
« كلمات » جمع « كلمه » است . « كلمه » در لغت عربى به معناى « جرح » است . و سخن را از آن رو « كلام » مىگويند كه در دل مىنشيند و تأثير مىگذارد . در عُرفِ مردم به الفاظ يا چيزهاى نوشتنىيى كه پى در پى باشد و يك مفهومى داشته باشد كلمه و كلام مىگويند . در عرف قرآن « كلمه » در مورد چيزى استعمال شده است كه دلالت برچيز ديگرى بكند .
عالم هستى « كَلِماتُ اللّه » اند و دلالت بر وجود مقدس خدا مىكنند . بنابراين ذات مقدس حق ، « كلمهء تامه » است ، زيرا خود برخود دلالت دارد .
پيش عارفان و سالكان - كه منغمر در عالم وحدتاند - اول دليل براى خدا خود خداست .
قرآن مىفرمايد :
« اوَلَمْ يَكفِ بِرَبّكَ انَّهُ عَلى كُلِّ شَىْءٍ شَهيدٌ » ؛
« 1 » آيا كفايت نمى كند براى خدا وجود مقدس خود خدا ؟
هامش
( 1 ) . فصلت ، آيه 53 .