هر كسى و هر چيزى آن چه را كه سزاوار بوده ، داده است .
دهندهاى كه به گُل نكهت و به گِل جان داد * به هر كس آنچه سزا بود حكمتش آن داد « 1 »
روشن است كه ذات مقدس الهى و صفت قيّوميت پروردگار ، اعظم از همهء صفات
اوست ، و عقل اول يعنى حقيقت محمّديه صلى الله عليه و آله اعظم از همهء مخلوقات اوست .
وقتى كه چنين باشد ، عارف و داعى ، آن كسى كه به درخانهء خدا رفته است ، ممكن است توجه به ذات مقدس خدا داشته باشد ؛ لذا در آن حال كه نظر به صفات و اسماء دارد ، مىگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِاعْظَمِها ؛
اى خدا ! از تو سؤال مىكنم ، درخانهات آمدهام . توجهم به عظمت توست و تو را به بزرگترين عظمتهايت قسم مىدهم . » ( خدايا ! تو را به ذات مقدست قسم مىدهم . )
يا اين كه :
خدايا ! تو را به قيّوميّتت قسم مىدهم كه عالم هستى وابسته به آن قيّوميّتت است .
ناگهان توجه مىكند به اين كه صفات عين ذات خداست ؛ لذا مىگويد :
« وَ كُلُّ عَظَمَتِكَ عَظيمَة ؛
خدايا ! همهء عظمتهايت عظيم است ، و يك چيز بيشتر عظيم نيست و آن ذات مقدس توست .
اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّها ؛
خدايا ! در خانهات آمدهام ، به عظمتت تو را قسم مىدهم . »
و تو را به ذات مقدّست كه مستجمع همهء صفات كمال است و همهء اسما و صفات
هامش
( 1 ) . محتشم كاشانى ، ديوان اشعار ، قصايد « در مدح پادشاه دكن گفته » .