« سَنُريهِم آياتِنا فِى الْافاقِ وَ فى انْفُسِهِم حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُم انَّهُ الْحَقُّ » ؛
« 1 » به زودى نشانههاى خود را در آفاق و نيز در دلهايشان به آنها نشان خواهم داد تا برايشان روشن گردد كه او حق است .
انسان اگر به واسطهء برهانها و رابطهء با خدا به جايى برسد كه درك كند در اين عالم چيزى جز خدا نيست ، و همه « وجودنما » هستند ، به بهترين حالات رسيده است ؛ لذا پروردگار عالم از نظر وجود زيباترين همهء وجودهاست .
حُسنِ يوسف را به عالم كس نديد * حُسن ، او دارد كه يوسف آفريد
پروردگار عالم به ما فوق جمال و به حسب صفات كماليه جميل است ، زيرا هر صفت خوبى از آن صفات سرچشمه گرفته است . وقتى كه پروردگار عالم از نظر وجود ، جميل باشد ، از نظر صفات ، نيكو باشد و از نظر ذات اجمل باشد ، كسى كه دعا مىكند اگر توجه به اين دو جمله داشته باشد ، بايد چنين بگويد :
« اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِاجْمَلِه . »
يعنى :
« خدايا ! به درخانهات آمدهام ، تمام توجهم به زيبايى توست و تو را به زيباترين زيبايىهايت قسم مىدهم . »
« خدايا ! به ذات مقدست كه اجمل همهء جمالهاست ، تو را قسم مىدهم . »
بيان بحث از دو منظر :
1 . شخص گاهى توجه پيدا مىكند به اين كه صفات حق عين ذات اوست ، در اين نظر مىگويد :
« وَ كُلُّ جَمالِكَ جَميل ، اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِجَمالِكَ كُلّهِ ؛
خدايا ! همهء زيبايىهايت زيباست ،
هامش
( 1 ) . فصلت ، آيه 53 .