اما ناگهان توجه پيدا مىكند كه اهلبيت عليهم السلام نور واحدند ، ديگر خواه ناخواه مىگويد :
« وَ كُلُّ جَمالِكَ جَميل ، اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِجَمالِكَ كُلّهِ ؛
خدايا ! به درخانهء تو آمدهام ، و به چهارده معصوم تو را قسم مىدهم . »
سير و سلوك ؛ شرايط و منازل آن
در عرفان ، شرط اساسى آن است كه عارف ، پيش از سير و سلوك ، بايد تشبه به خالق پيدا كند . تشبّه پيدا كردن به خالق هم شرايط و منازلى دارد ؛ يعنى اگر كسى بخواهد به مقام لقاء و يا فنا نايل آيد ، و به آن جا برسد كه فقط خدا بر دل او حكومت كند - و هيچ چيز و هيچ كس بر دل او حكومت نكند - بايد منازلى را بپيمايد كه توضيح آن به شرح ذيل بيان مىشود :
منزل اول : تخليه
يعنى تخليهء نفس از رذائل ؛ سالك بايد صفات رذيله را از خود براند و نفس خويش را به صفات خوب مُحَلىَّ كند .
كدورتها بايد برود ، زيرا كدورتها او را از نظر معنا زشت مىكند . كدورتها يعنى صفات رذيله ، نه فقط انسان را زشت مىكند بلكه گاهى هويّت انسان را از او مىگيرد و گناه روى گناه مىافزايد .
صفت رذيله اگر در دل رسوخ كند هويّت انسان را از او مىگيرد و آدمى را كه بايد به صورت مَلَك و بالاتر از آن ظاهر شود ، به صورت الاغى و سگى در مىآورد .
منزل دوم : تحليه
در منزل دوم بايد صفات خوب در دل او رسوخ كند . « تحليه » يعنى آراستن خود به صفاتِ نيكو ؛ به عبارت ديگر ، يعنى كسى كه به واسطهء فضايل و صفات خوب ،