كس را كه خواهى فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى فرمان روايى را بازستانى و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوارگردانى ، همهء خوبىها به دست توست و تو بر همه چيز توانايى .
در اين جا از « شأن » صفات جمال اراده شده است ؛ مثل رحمت و عنايت خاصه كه از طرف خداست .
« جبر » به معناى « اصلاح » و « جبروت » مبالغهء در « جبر » است . به عبارت ديگر ، كامل شدن نقص است . اما اصلاح « بضرب من القهر » يعنى بايد قهر و غلبهاى هم باشد ، و در اين جا صفات جلال اراده شده است ؛ مثل عظمت و سلطنت تكوينى پروردگار عالم .
انسان در سير و سلوكش استكمال پيدا مىكند و اين سير و سلوك بر اسماى جمال و جلال خدا وابسته است ، و به واسطهء افاضهء حق مىتواند به جايى برسد كه دربارهء او آيه شريفه : « ثُمَّ دَنى فَتَدَلّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ اوْادْنى » « 1 » نازل شود .
پيغمبر اكرم در سير و سلوكش ؛ يعنى در شب معراج به رحمت خدا نزديك شد و نزديكى او به مقدار دو طرف قيد بود يا حتى نزديكتر ؛ يعنى بين او و احد به جز ميم ممكن فرق و جدايى نبود و به جايى رسيد كه جبرئيل به او گفت :
« وَ لَوْ دَنَوْتُ انْمُلَةً لا حْتَرَقْتُ . » « 2 »
اگر يك سرِ مو فراتر پرم * فروغ تجلى بسوزد پرم « 3 »
بنابراين ، رسيدن به مقصود و بقاى بعد از فنا برافاضهء حق به واسطهء اسماى جمال و جلالش وابسته است .
هامش
( 1 ) . النجم ، آيه 8 - 9 .
( 2 ) . بحارالأنوار ، ج 18 ، ص 380 ، ( باب 3 ) ، ح 86 .
( 3 ) . سعدى ، بوستان ، در نيايش خداوند « فى نعت سيدالمرسلين - / عليه الصلاة و السلام - / » .