تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و خودسازى در مكتب قرآن و اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
گلبولهاى قرمز و نفس بيرون آمدن ، يعنى گرفتن دىاكسيدكربن از گلبولهاى قرمز اينجا هم سعدى مىگويد : هر نفسى كه فرو مىرود ، ممد حيات است و چون بر مىآيد ، مفرح ذات ، پس در هر نفسى دو نعمت موجود است و بر هر نعمتى شكرى واجب .
از دست و زبان كه برآيد * كز عهدهء شكرش به در آيد
كار گلبولهاى قرمز با يك نظم خاصى پيش مىرود . شما خواب هستيد ، او كار مىكند . شما متوجه نيستيد ، او كار مىكند . شما يك آدم عامى باشى ، كارش را مىكند . يك دكتر متخصص در خون هم باشى ، كارش را مىكند . دشمن خدا باشى ، كارش را مىكند . دوست خدا و پيغمبر خدا هم باشى ، او كارش را مىكند . گلبولهاى سفيد هم در خون ما هست . تعدادشان هم زياد است . ميلياردها گلبول سفيد كار آنها چيست ؟ ميكروب از راه دهان و از راه بينى و از راه چشم وارد بدن مىشود . اگر نگهبان و مدافعى در بدن نباشد كه ميكروب را نابود سازد ، چه مىشود ؟ يك گارد نگهبان در وجود شماست ، به نام گلبولهاى سفيد . كار آنها ميكروب كشى است ؛ يعنى يك جنگى در درون شما هست و هميشه بين ميكروب و گلبولهاى سفيد درگيرى وجود دارد . اينكه بعضى اوقات انسان تب مىكند يكى از الطاف بزرگ خداست . يك تگلراف از گلبولهاى سفيد است كه ضعف پيدا كردند و نيرو كم دارند و ميكروبها زياد شدند و نمىتوانند همهء آنها را بكشند . ميكروبها ممكن است وارد خون بشوند و انسان را اذيت كنند . لذا گلبولهاى سفيد مىگويند براى ما نيرو بفرست . بايد برويد دكتر و دارو بدهد . براى اينكه ميكروب را بكشد ، يك نيرو براى گلبولهاى سفيد بفرستيد بخواهى يا نخواهى ، او كار خودش را مىكند .