بيمارى روح
بحث ما درباره كسانى است كه اضطراب خاطر و نگرانى و ترس ندارند :
الا انَّ اوْلِياءَ اللهِ لا خَوفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
« 1 » اين آيه دو تأكيد دارد . يكى الا و يكى كلمه ان . مىفرمايد : كسى مىتواند بگويد دوست خدا هستم كه از گذشته ، غم و غصه و از آينده هم ترس و نگرانى نداشته باشد . دل او نشاط و متانت و اطمينان داشته باشد . همه و مخصوصاً جوانها كه نسل آيندهء اين سرزمين هستند ، بايد اين غم و غصه و دلهره و اضطراب خاطر و نگرانى را به نشاط مبدل كنند . البته در وضع فعلى اين كار كمى مشكل است . اما معلوم است كه انسان اگر كارى را بخواهد بكند ، مىشودو هر مشكلى را مىتواند آسان كند . درباره اسباب غم و غصه قبلًا صحبت كردم كه چه چيز غم و غصه ميآورد و چه كنيم كه غم و غصه نداشته باشيم . گفتم كه حدود ده دقيقه در شبانهروز بنشيند و فكر كند كه غم و غصه چه فايدهاى دارد به غير اينكه مرا آلوده و خون من را كثيف كند ؟ مهمتر از آن ، اينكه دل را
هامش
( 1 ) - يونس / 62 .