تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق فرماندهى وفرمانبرى (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
جمال الهى ( فناى فى الله و بقاى بالله ) است . البته ، نه رسيدن به كنه معرفت ذات باريتعالى . آيات شريف قرآن و مناجات ائمه اطهار گوياى چنين حالاتى است چنان كه از اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در تفسير « قد قامت الصّلوة » روايت شده است كه فرمود : « به معنى نزديك شدن وقت زيارت است » همچنين ، « وَ لا تَحرِمنى النَظَر إِلى وَجْهِك » يعنى الهى مرا از نظر به رويت محروم مفرما . « وَ الحِقنى بِنُور عِزَّكَ الابهَج فَأكونَ عارفاً » مرا به نور عزتت ، كه سراپا بهجت است ؛ برسان تا تو را بشناسم ؛ « وَ انر ابصارَ قُلُوبِنا بِضياء نَظَرها إِلَيك حَتّى تَخْرِقَ ابصار الْقُلوب حُجُبَ النّورِ فَتصِلَ إِلى مَعدَن الْعَظمة وَ تَصيرَ ارواحُنا مُعلَّقةً بِعِّزِ قُدسِك « 1 » » خدايا ، چشم دل ما را ، به نورى كه بتواند به تو نگاه كند منور فرما تا آنجا كه حجابهاى نور را به درد و به كان عظمت برسد و جانهاى ما آنچنان شود كه به عزت قدس تو تعلق يابد ، و . . . آيات و روايات بسيار ، « 2 » شاهد اين مدعى است . بنابراين ، نبايد منكر اين معارف شد و اين معانى لطيف را به « لقاءِ ثواب » خداى تعالى رسيدن ، به بهشت رفتن و سيب خودرن و حورالعين ديدن تنها ، تأويل و تفسير كرد .
« باغ بهشت و سايه طوبى و قصر و حور * با خاك كوى دوست برابر نمى كنيم » « 3 »
هامش
( 1 ) - فرازى از مناجات شعبانيه ( 2 ) - به كتاب لقاء الله ، تاليف مرحوم حاج ميرزا جوادآقا ملكى تبريزى ( قدس الله سره ) مراجعه شود . ( 3 ) - ديوان حافظ