اين معانى با آن تعبيرات عالى و دقيق و لطيف عرفانى مناسبت ندارد و اگر به فرض بتوان ، « لقاء الله » را به معناى بعيدش حمل كرد ، ديگر معانى ، چون : نظر به « وجه خدا » ، دريده شدن « حجب نور » ، « صبر بر فراق » و . . . ، را چه بايد كرد ؟ !
و چه خوش سروده است لسان الغيب :
« هر كه شد محرم دل در حرم يار بماند * وانكه اين كار ندانست در انكار بماند »
اولياء خدا ، كه درك حضور دوست كرده اند ، غير از خدا نمى بينند ؛ هر چه هست نشان او مى دانند .
« به صحرا بنگرم ، صحرا تو بينم * به دريا بنگرم ، دريا تو بينم »
« به هر جا بنگرم ، كوه و در و دشت * نشان از قامت رعنا تو بينم » « 1 »
« لَيسَ فى الدّارِ غَيرُهُ دَيّار » در خانه ( جهان ) جز صاحبخانه كسى نيست .
« كلّ شَىءٍ هالِكٌ إلّا وَجهَه » « 2 » هر چيزى جز ذات پاك الهى نابود است .
هامش
( 1 ) - رباعيات باباطاهر
( 2 ) - سوره ى قصص ، آيه 88