عرش نه سزاى چون آنان است . بلكه ، عرش رحمان است 2 « 1 » و خانه ى خدا 3 « 2 » و صاحبخانه خود در حديث قدسى چنين فرمود :
« لا يَسْعَنى ارضى و لا سمائى و لكن يَسْعَني قَلبَ عَبدى المُؤمنِ »
« گفت پيغمبر كه حق فرموده است * من نگنجم هيچ در بالا و پست
در زمين و آسمان و عرش نيز * من نگنجم اين يقين دان اى عزيز
در دل مؤمن بگنجم اى عجب ! * گر مرا جوئى ، در آن دلها طلب « 3 » »
بنابراين نگرانى ، دلهره ، غم ، دلبستگى به رياست و مقام و به طور كلى « حبّ دنيا » را بايد از « دل » زدود تا « حبّ خدا » جايگزين آن شود و خداى تدبير امور « عبد » را بدست گيرد . اما ، اگر عزم به از بين بردن و فرارى دادن غاصب نكنيم ، شيطان را به ولايت برگزيده ايم .
« و الّذينَ كَفَروا اوليائهُمُ الطاغُوتُ « 4 » »
آنان كه كفر ورزيدند و از ولايت الهى دورى جستند ، طاغوتيان اولياء آنانند .
هامش
( 1 ) - قلب المؤمن عرش الرحمان .
( 2 ) - قلب المؤمن بيت الرّب .
( 3 ) - محجة البيضاء جلد 5 فيض كاشانى ( قدّس سره )
( 4 ) - مثنوى ، مولوى